درورد بر رندی که چون پیاله گرفت
به یاد حریفان خسته جان افتاد
التماس دعا
درورد بر رندی که چون پیاله گرفت
به یاد حریفان خسته جان افتاد
التماس دعا
سلام
راستش حال و هوای جنوب (اردوی معنوی جنوب) و تموم بچه های باصفای اون نه تنها منو بلکه همه ی بچه های با صفا و اهل فنُّ خیالاتی می کنه که دوباره کی می تونن برن اون طرفا ؟
خیلی وقت بود که دلم می خواست یه هدیه ی قشنگِ تصویری براتون بفرستم و این عکسیه که می بینید ، این فرشته هایی که می بینید به غیر از من بچه های بی ادعای تدارکات اردوی سال 84 می باشند.
چه کسانی که با هم بودیم و الان از دیدن اونا محروم شدیم . ولی یه چیزی تو این جمع است که از یه جنس دیگه است ، خیلی شفاف و نورانی و نور چشم خیلی هاست .(مخصوصاً بروبچ آذری) و اون چیزی است که آقا ودود روش نشسته . و اون فلاسک چای اوتوبوس شماره ی 16 است .
من هر وقت فلاسک می بینم مو به تنم سیخ می شه و یاد هفت خان که چه عرض کنم ، هفتاد خان تدارکات جنوب می افتم . راستش زیاد که فکر می کنم می بینم احتمال این است که بنده با فلاسک و چای و آبجوش و اینها محشور بشم .
یا علی مدد (یا حق)

مطلب از قنبری وبلاگ هشتی
بالاخره بعد از کش و قوس فراوان قالب زایر صفا اینجوری شد .
نظرات ایرادها و پیشنهادهاتونو راجع به قالب و محتوا بگین خوش حال می شم.
31 شهريور سالروز شروع جنگ تحميلي از سوي رژيم بعث عراق عليه جمهوري اسلامي ايران، به عنوان آغاز هفته دفاع مقدس نامگذاري شده است. دوران هشت ساله دفاع مشروع امت سلحشور ايران در حفظ و اعتلاي نظام مقدس اسلامي و حراست از مرزهاي عزت و شرف اين رمز و بوم، به مثابه يکي از حساس ترين و بارزترين برهه هاي حيات راستين اين ملت، همچون نگيني تابناک، تا هميشه زمان، بر تارک تاريخ حماسه و ايثار و پايداري آزادگان جهان مي درخشد. دفاع امت اسلامي ايران در برابر تجاوز همه جانبه دشمنان اسلام، در تاريخ افتخار آفريني مبارزات حق طلبانه، يک ملت سترگ، فروزان خواهد بود. پايداري ايران اسلامي كه برخاسته از روح وحدت و ايمان بود، در سايه هدايت هاي رهبر انقلاب اسلامي، حضرت امام خميني (ره) شكل گرفت و باعث احياي يك مكتب سازنده و نهضت هاي آرمانگرا و ايدئولوژي جهانگير شد.
دفاع مقدس ما در زمينه هاي مختلف سياسي، نظامي، اجتماعي، فرهنگي و ... توانست معادلات جهاني معمول را بر هم زند و تحليل هاي مادي دنياپرستان را نقش بر آب سازد. اين حادثه عظيم، بي شک در ياد ملت ايران خواهد ماند و غرور و سرافرازي و حماسه آفريني را در نسل هاي بعد بر جاي خواهد گذاشت.
جنگ تحميلي عراق عليه ايران 2887 روز به طول انجاميد که طي آن هزار روز نبرد فعال صورت گرفت که 793 روز حمله از سوي رزمندگان اسلام بود و 207 روز از سوي ارتش متجاوز بعثي در طول جنگ شمار 381 هزار و 680 نفر از نيروهاي دشمن کشته و يا زخمي شدند و 72 هزار نفر به اسارت نيروهاي اسلام در آمدند. در اين هشت سال 371 فروند هواپيما و 82 فروند بالگرد دشمن منهدم شد. 1700 دستگاه تانک و نفربر، 480 قبضه توپ و سه هزار و 363 دستگاه خودرو نظامي به غنيمت ايران در آمد و و پنج هزار و 758 دستگاه تانك و نفربر، 532 قبضه توپ و پنج هزار و 152 دستگاه و خودرو نظامي دشمن منهدم گرديد. مقاومت رزمندگان اسلام سبب شد تا ذخاير ارزي عراق که در ابتداي جنگ، حدود سي ميليارد دلار بود، پس از شکست در عمليات بيت المقدس و فتح خرمشهر به صفر برسد و پس از پايان جنگ، اين کشور بيش از هفتاد ميليارد دلار بدهي داشته باشد
حیات راستین یک ملت، همواره در گرو شناخت، معرفت و آن گاه توجه نسبت به آرمان ها و ارزش های خویش است و کوشش و تلاش جدی در حفظ پیشینه ها و دستاوردهای ارزشمند و گرانقدرِ آرمانی و ملی هر قوم و امتی، خود از جایگاه رفیع و والایی برخوردار می باشد.
*سال ۱۳۶۰ رفتم بستان. خیلى از بچه هاى جهاد آنجا بودند. كار من تعمیر موتور بود؛ اما هر كارى كه پیش مى آمد، انجام مى دادم. كار كردن در پشت جبهه را دوست داشتم، اما...
خاطراتی از حضور رهبری در جنگ
به روایت حجت الاسلام والمسلمین مجتبی ذوالنوری – فرمانده تیپ 83 امام صادق(ع) در زمان جنگ
نيروهاي ما عده زيادي از غير نظاميان را دستگير كرده بودند. آنها همگي اهل هويزه يا روستاهاي اطراف آن بودند. ترس و وحشت اولين چيزي بود كه از چهره تك تك آنها خوانده مي شد.
فرماندهي نيروهايي كه در محل بودند با ستوان «عطوان» بود...
اي خداي بزرگ ! دست از جهان شسته ام و براي ملاقات تو به کربلاي خوزستان آمده ام . از تو ميخواهم که مرا با اصحاب حسين (ع) محشور کني ، آرزو دارم که بر خاک داغ خوزستان در خون خود بغلطم ، و به ياد عاشوراي حسين (ع) خود را در قدم مقدسش بيفکنم ، و اين عقيده هزار و چهارصد ساله را که بر دلم فشار مي آورد و هميشه با تو مي گويم : " يا ليتني کنت معک " را بر آورده کنم .
اي حسين (ع) ! در کربلا ، تو يکايک شهدا را در آغوش ميکشيدي ، مي بوسيدي ، وداع ميکردي ، آيا ممکن است هنگامي که من نيز به خاک و خون خود مي غلطم ، تو دست مهربان خود را بر قلب سوزان من بگذاري و عطش عشق مرا به تو و به خداي تو سيراب کني ؛ من از اين دنياي دون ميگريزم . از اختلافات ، از تظاهرات ، از خودنمايي ها ، غرورها ، خود خواهي ها ، سفسطه ها ، دروغ ها و تهمت ها ، خسته شده ام . احساس ميکنم که اين جهان جاي من نيست ، آنچه ديگران را خوشحال مي کند مرا سودي نمي رساند...