هیچکس اینجا به فکر لاله نیست...

اول كه شهيدا رو آوردن دانشگاه هزار تا طرح براي مقبره شون و هزار نفر مسئول و هزار تا دغدغه پيدا شد و بودجه هاي ميلياردي براش تصويب كردند.
ولي يه مدت گذشت خون به دلمون شد تا سنگ قبرها رو بذارن و بعدش هم همه چي فرونشست و فراموش شد . اونايي كه از قبل مسئوليت تدفين شهدا در دانشگاه به مسئوليتي و ميزي رسيدند همه چي يادشون رفت و ...
تا اينكه فاطميه شد و خدا خيرشون بده بچه هاي هيات فاطمه الزهراي بسيج داشجويي مراسم شام شهادت رو با يه كوه سختي اون جا برگزار كردند ... .
ديشب حوالي ساعت 3 اونجا بودم . (دليلش هم اين بود كه بي خواب بودم و تنها و كسي نبود كه بشينيم و تا صبح باهاش حرف بزنم !) . هيچ چيزي عوض نشده بود . مگر اينكه از لابلاي سنگريزه هاي مزار شهدا خار ها و علف هاي هرز بيشتري رشد كرده بود .صداي سگ ها بيشتر شده بود و نور و پرچم هاي اونجا كمتر !
شايد سگ ها و خار ها و علف ها بيشتر از ما آدمهاي(!) دانشگاهي(!) قدر شهدا رو ميدونند !
ميدونم اگه الآن دست به كار بشم و بگم مسئوليت ساخت مقبره رو بديد به ما دوباره بالاي 100 تا صاحاب پيدا مي كنه و ...
مطلب از حسین الهام

هوالسلام.