کوه پرسيد ز رود
زير اين سقف کبود
راز ماندن در چيست؟
گفت: در رفتن من
کوه پرسيد ومن؟
گفت: در ماندن تو
بلبلي گفت ومن؟
خنده اي کرد وگفت: درغزلخواني تو
آه ازان آبادي
که در آن کوه رود
رود مرداب شود
و در آن بلبل سر گشسته سرش را به گريبان ببرد
ونخواند ديگر
من وتو بلبل و کوه و روديم
راز ماندن جز در خواندن من ماندن تورفتن ياران سفر کرده يمان نيست بدان.
+ نوشته شده در شنبه ۱۷ شهریور ۱۳۸۶ ساعت توسط بهزاد کریمی
|
هوالسلام.