...واينجا هنوز آن صفاي قديم را حفظ کرده است، ولي خوب سکوت تمام اينجا را پوشانده است، بيشترين صفاي اينجا به آن بود که بسيجيها بودند که شبها و روزها عبادت ميکردند، و به اينجا صفا داده بود، و اين حسينيه گواهي ميدهد که در آن عاشقاني بودند که به نماز ميايستادند و ذکر يا حسين (ع) و يازهرا(س) ميگفتند و گواه اين است که عاشقاني بودند که در اين حسينيه که امام و حجت خود را ميديدند و شهادت نامهها همينجا امضا ميشد، که از درک و فهم ما بيرون است.اينجا براي هر بسيجي که با آنها بود، لذتبخش است، ميتواند خود را بکشد، و در اينجا آنقدر به سر و صورت بزند تا از دوري رفيقان بميرد، اينجا براي هر بسيجي که وارد مقر ميشود، و خود را ميان آنها ببيند، و ميتواند خود را بسنجد نسبت به موقعي که در اينجا بود، و حال که به ميان مردم و خانه خود رفته است، و خود را نسبت به شهيدان بسنجد. بله ميتواند پيش خود فکر کند، که وقتي در اينجا بود، پاک بود و چه کارهايي را گناه ميدانست که حال همه آنها برايش عادي شده است، به اميد شهادت رسيدن عاشقان شهادت.
جمعه 11/5/70 دوکوهه، مقر شهيد دينشعاري.
هوالسلام.