۳۳ نوشته بود:

سلام، ياد قديما منو توي غربت عجيبي فرو برد.82،83،84،85،86،87،88،89
يادش بخير،ولي اردوي 89 ديگه بسيج دانشجويي تبريز اون بسيجي نبود كه ما توش زندگي مي كرديم، طوري كه با سيد تصميم كبراي خودمونو گرفتين كه ديگه با تبريز نريم جنوب.و نرفتيم،شكر خدا كه توفيق داشتيم و با دانشگاه محل خدمتمون رفتيم ماموريت اونم جنوب.هذا من فضل ربي
قديمي ها...جديدي ها ... ما رو از دعا فراموش نكنيد
خدا شاهده كه هيچ وقت از دعا فراموشتون نكردم.
ياعلي...

 

من هم این حس را تجربه کردم به نظرتان چرا؟